تبليغاتX
غنچه

غنچه



 
وداعیه
 
امروز میخوام به کار این وبلاگ مسخره که همش شده یه سری کپی و پیست خاتمه بدم
امیدوارم کسایی که منو مجبور کردن به پاک کردن بعضی مطالب و کسایی که میخوان اصلا وبلاگی نباشه تا حرفی نباشه و طبیعتا  اندیشه ای و... بدونن که تفکر و اندیشه رمز موندگاری و رشد همه افراده بشره  و کسی را یارای مقابله نیست ...
یه تشکرم باقی میمونه برا کسانی که حقیقتا منو یاری کردن . چه توی وبلاگ و چه بیرونش.
شاید بعد از یه کم استراحت و دوری از این فشارها یه وبلاگ دیگه زدم و شاید باز اینجا....
 و این آخرین مطلب:
خرها پادشاهند
گاهی به شدت این احساس به من دست می دهد که در دنیای دوروبرم خرها پادشاهند . همانهایی که در برابر تمام مسائلی که در اطرافشان پیش می آید خودشان را به خریت می زنند و عین خیالشان نیست . چه بنزین گران شود و چه بمب اتم بیفتد وسط میدان انقلاب تهران یا سیل بیاید و خانه و زندگی مردم راببرد برای اینان فرقی ندارد . سری تکان می دهند و ... خلاص کاش می شد من هم بتوانم خودم را به خریت بزنم . بی تفاوت باشم . عین خیالم نباشد که فلان کارمند در اداره ام به ناحق اخراج می شود . فرقی برایم نکند که فلان کودک خیابانی شب را تا صبح زیر کدام پل به سر می برد یا فلان مرد بیچاره شب درد نداری اش را بجای لقمه نان چطور به خانه می برد . یا کتاب " کوری " ژوزه ساراماگو می افتم . دنیایی پر از کور که اگر یک نفر این میان بینا باشد محکوم به عذابی ابدی است ... با این تفاوت که دنیای ساراماکو مملو از کور بود و دنیای من مملو از خر ...!!!
همیشه پویا و زنده باشید
 
نوشته شده در جمعه ششم مهر 1386ساعت توسط محسن |