|
غنچه
|
|
باران كه به پنجره مي نشيند " بيقراري " م را زمزمه مي كنم و به گفت و وي باران و خاك مي كشانم تا در روياي خيس شبانه ام همواره بازجويمت. گفتي : باران ! و ...ابر شدم تمام رودها را گريستم و بر انبوهي گيسوانت نشستم . چنانكه مه بر شانه ي جنگل گفتي : به تماشاي روشنا به جست و جوي نور ميروم. ... مگر نه اينكه راز سپيده دمان را در گوش باد مي خوانديم : - براي گذر از شب اشتياق دستها و ساده دلي مان كافيست.- كه اينگونه ماندن را بهانه داشتي و همچنان نزدیک شدن ؟! با تكرار نام تو ست كه سالها را تاب خواهم آورد تا زنده مانده ام تا لبخند دوباره ات را به تماشا بنشينم ! ... گمانم بهترین تولدم بود انگار !
معجزه معجزه این است که تو وقتی به سوی خدا صعود می کنی خداوند بسوی تو نزول می کند.ديدار با خداوند همواره در جايی در ميانه اتفاق می افتد.شوق ديدار هيچگاه يک طرفه نبوده است. اين گونه نيست که فقط تو بسوی خدا بروی بلکه او نيز بسوی تو می آيد با اشتياقی بيش از اشتياق تو برای وصال.به محض آنکه تو گام بسوی او برمی داری او بسوی تو می دود. در واقع يک حقيقت است که اتفاق می افتد. از سروده های اوشو
فهمیده ام که ....
فهمیده ام که بزرگترین چالش زندگی این است که تصمیم بگیری مهم ترین چیز در زندگی کدام است و سپس سایر چیز ها را فراموش کنی.
فهمیده ام که ساده ترین کارها نیز می تواند با معنی باشد اگر آن را با روحیه و نیت درست به
انجام برسانی.
فهمیده ام که بدترین رنج ها، مشاهده رنج دیگران است.
فهمیده ام که اگر به دنبال خوش بختی باشی، خوش تختی از دست تو فرار می کند. اما اگربه دنبال خانواده، بر آوردن نیازهای دیگران، کار خودت، ملاقات افراد جدید و خوب بودن باشی، خوش بختی به سراغ تو خواهد آمد
فهمیده ام که آدم ها به آن اندازه خوش بخت می شوند که اراده کرده باشند.
فهمیده ام که لذت بردن از موفقیت ایرادی ندارد ولی نباید آن را در بست باور کرد.
فهمیده ام که تجربه کردن شگفتی زندگی در چشمان یک کودک، لذت بخش ترین حس زندگی است.
فهمیده ام که زندگی یک مرد دارای چهار دوران است: زمانی که به بابانوئل اعتقاد دارد، زمانی که به بابانوئل اعتقاد ندارد، زمانی که نقش بابانوئل را بازی می کند و زمانی که قیافه اش مثل بابانوئل می شود.
فهمیده ام که فراموش کردن خطا و به خاطر سپردن لطف دیگران هر دو به یک اندازه مهم هستند.
فهمیده ام که وقتی از افرادی که دوستشان دارید جدا می شوید، بهتر است آخرین کلماتتان
محبت آمیز باشد چرا که ممکن است این آخرین باری باشد که آن ها را می بینید.
فهمیده ام که درک راه درست به مراتب نیاز به خلاقیت بیشتری دارد تا تشخیص را نادرست.
فهمیده ام که جایگاه و موقعیت را می توان خرید ولی احترام را باید کسب کرد.
فهمیده ام که اکثر مردم در برابر تغییر مقاومت می کنند و این در حالی است که تنها راه پیشرفت، تغییر است.
اچ جکسون براون
|
صفحه اصلي ارتباط با من فروردین 1387 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 شهریور 1384 مرداد 1384 تیر 1384 خرداد 1384 اردیبهشت 1384 فروردین 1384 اسفند 1383 گمشده در سايه شب شبهاي بي تو بودن درياي بي ساحل سوال شرعي شومبوس من عاشقان علي عاشق خسته بهترين کلام دختر کوچولو يک دانشجو خط موازي نيلوفرانه ننه حوا حجره هبوط تينا قرمز روزنامه پرستو بهانه ها پنجره باز خاتون رويا روزگارنامردي روزنامه نگار نیلوفر آبی فرياد سکوت اشک فرشته ها زخم هاي هرمس بر فراز آرزوها ترانه هاي تنهايي من دوستت دارم شيرين گلم اسم تو برام قشنگترین آهنگه جاي لينک شما جاي لينک شما جاي لينک شما کاشونیها مرداب سبز کلاغ سياه مشعل شمع قاف رز زرد پسرباران کانون فرهنگي بانوي هزار قصه نقطه سر خط كيش و مات بچه دايناسور صورتي مشترک مورد نظر ... دستنوشتهاي صادق آموزش کامپیوتر و اینترنت آري, چشمهايم مي نويسند من ديگه غزل نميگم واسه تو جاي لينک شما جاي لينک شما جاي لينک شما جاي لينک شما جاي لينک شما جاي لينک شما جاي لينک شما جاي لينک شما |