|
غنچه
|
|
ميدوني چرا خدا من را آفريد ؟
خدا من را آفريد، تا همدم شبهاي تنهايي تو بشم!
خدا بهم فکر داد، تا شب و روز به ياد تو باشم!
خدا بهم چشم داد، تا چشماي قشنگتو منتظر نذارم!
خدا بهم گوش داد، تا صداي دلنشينت را بشنوم!
خدا بهم بيني داد، تا عطر خوشت را استشمام کنم!
خدا بهم لب داد، تا دست هایت را ببوسم!
خدا بهم زبان داد، تا هميشه نامت را بر آن جاري کنم!
خدا بهم دوتا دست داد، تا بتونم تو را در آغوش بکشم
نزدیکتر هم که می آیی باز هم ....
سلام سر ارادت ما آستان حضرت دوست که هر آنچه بر سر ما میرود ارادت اوست نیم ساعت به پایان روز ۲۴ دیماه مونده و دارم از قدم زدن برمیگردم خیلی وقت بود که این موقع بیرون نرفته بودم هوا به قدری وسوسه انگیز بود که .... مه غلیظ به طوری که به جز چندین متر جلوتر دیده نمیشد دلم تنگ شده بود واسه این هوا و مخصوصا بخار نفسام و خیابون پشتی که همیشه تو این هوا همراهم بود . یه جاده بلند که الان دیگه تو این هوا آخرش دیده نمیشه و منو یاد شعر فروغ میندازه : .... گرچه پایان راه ناپیداست من به پایان دگر نمی اندیشم..... همه ی این مدت قدم زدن تو این فکر بودم که برای پست جدید چی بنویسم و شروع دوباره رو .... چندین بار نظرات دوستان رو تو ذهنم مرور کردم و حتی نظراتی که خودم موقع خداحافظی دوستان قدیم براشون مینوشتم میبینم که نوشتن پست امروزم مثل پستای قبلیم چقدر سخته . این چند روز که نبودم دلم برا نوشتن تنگ شده بود مثل اینکه آدم یه چیزا گم کرده و تا ننویسه آروم نمیشه. دوست داشتم مدتی دور باشم و مرخصی بگیرم و استراحت کنم ولی مثل اینکه دوستان با مرخصی طولانی موافقت نکردن راستشو بخواین از یه طرف دلم هم زیاد با مرخصی موافق نبود ، از طرفی هم این مطلب چاپ شده تو روزنامه ایران سه شنبه ۲۰ / ۱۰ / ۸۴ که کلی خجالت زدم کردن . قدر دوستامو میدونستم همیشه و مخصوصا دوستایی که تا نیستی سراغتو میگیرن .اگه شاد بودی با شادیت شادن و اگه ناراحتی کنی کلی همراهیتو میکنن . ولی الان بهتر میفهمم چه دوستایی دارم و الان به خودم افتخار میکنم در انتخاب دوستام و جمعی که در بینشون هستم . همتون پیروز باشین
|
صفحه اصلي ارتباط با من فروردین 1387 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 شهریور 1384 مرداد 1384 تیر 1384 خرداد 1384 اردیبهشت 1384 فروردین 1384 اسفند 1383 گمشده در سايه شب شبهاي بي تو بودن درياي بي ساحل سوال شرعي شومبوس من عاشقان علي عاشق خسته بهترين کلام دختر کوچولو يک دانشجو خط موازي نيلوفرانه ننه حوا حجره هبوط تينا قرمز روزنامه پرستو بهانه ها پنجره باز خاتون رويا روزگارنامردي روزنامه نگار نیلوفر آبی فرياد سکوت اشک فرشته ها زخم هاي هرمس بر فراز آرزوها ترانه هاي تنهايي من دوستت دارم شيرين گلم اسم تو برام قشنگترین آهنگه جاي لينک شما جاي لينک شما جاي لينک شما کاشونیها مرداب سبز کلاغ سياه مشعل شمع قاف رز زرد پسرباران کانون فرهنگي بانوي هزار قصه نقطه سر خط كيش و مات بچه دايناسور صورتي مشترک مورد نظر ... دستنوشتهاي صادق آموزش کامپیوتر و اینترنت آري, چشمهايم مي نويسند من ديگه غزل نميگم واسه تو جاي لينک شما جاي لينک شما جاي لينک شما جاي لينک شما جاي لينک شما جاي لينک شما جاي لينک شما جاي لينک شما |